<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گذر لوطی صالح</title>
<link>http://goftanihaa.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 01 Nov 2009 19:09:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>این روزها!</title>
<link>http://goftanihaa.blogfa.com/post-185.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;برای بار چندم به روز کردن اینجا به تعویق افتاد و البته بدون هیچ علت منطقی که بتوانم در موردش چیزی بنویسم.چند روز پیش هم دکتر صدیق را دیدم که اتفاقا همین را می گفت که چرا گذر لوطی صالح به روز نمی شود.آنجا هم بی پاسخ ماندم و با خود گفتم بد نیست که همین بی پاسخی را هم بنویسم.اما از قضا امروز دفترچه شعری با عنوان سایه خورشید به دستم رسید که مربوط به یکی از نزدیکان بیت امام خمینی بود.این مجموعه در کتابخانه ملی ایران نیز ثبت رسمی نشده است.خواستم یکی از اشعار زیبایش را در اینجا قرار دهم که فکر کردم عملی غیر اخلاقی است و هر چه در گوگل جستجو کردم تا ببینم جای دیگری موجود هست یا نه ،چیزی نیافتم و در نتیجه من هم از اینجا قرار دادنش منصرف شدم. اما بد هم نیست که آخرین بیت از یکی از این اشعار را با عنوان &quot;دور گردن&quot; در اینجا بنویسم تا من هم پاسخی یافته باشم برای این بی پاسخی که از پی به روز نکردن اینجا به وجود آمده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;تا رها گردیم زین ایام زان می یک نفس&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;خواه شادی خواه ماتم خواه روز و خواه شام&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;* شاعر در ابیات قبلی در وصف این ایام به ظرافت سروده است که بسیار زیباست.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 01 Nov 2009 19:09:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftanihaa&amp;postid=185</comments>
<dc:creator>goftanihaa</dc:creator>
<guid>http://goftanihaa.blogfa.com/post-185.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گذری بر نسل سوخته!</title>
<link>http://goftanihaa.blogfa.com/post-184.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;امروز نمی دانم چرا یاد نوشته چندین سال پیش ابراهیم حاتمی کیا افتادم که آن روزها در روزنامه صبح امروز منتشر شد.حاتمی کیا،این خالق آثار امام پسند به واقع نمونه بارز یک بسیجی واقعی بوده و خواهد بود.نوشته هایش گاهی اوقات دست و دل را می لرزاند...این مطلب قابل توجه کسانی باشد که امروز نگران سکوت سید ابراهیم هستند...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;عكس &quot;سعيد عسگر&quot; را روزنامه ها چاپ كردند. تصويري نه چندان واضح. اگر گذري تصويرش را ببيني يك لحظه با &quot;حاج همت&quot; اشتباهش ميگيري. چه مي گويم. سعيد عسگر و شهيد حاج همت! من هم جا خوردم. چه شده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;A id=myphotolink href=&quot;http://www.facebook.com/photo.php?pid=1397802&amp;id=46007372687&quot;&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 258px; HEIGHT: 320px&quot; id=myphoto src=&quot;http://photos-b.ak.fbcdn.net/photos-ak-snc1/v2126/59/25/46007372687/n46007372687_1397801_739.jpg&quot; width=379 height=571&gt;&lt;/A&gt;&lt;A id=myphotolink href=&quot;http://www.facebook.com/photo.php?pid=1397802&amp;id=46007372687&quot;&gt;&lt;/A&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;وقتی فشار بغض به نوک قلمش فشار می آورد این گونه می نویسد:&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;عزيزان شهر آلوده است. چفيه حاج همت به يغما رفته است. ريش به خون خضاب شده حاج همت به دست صورتك سازان نيرنگ و نفاق، جعل شده است. بهوش باشيم. من نميدانم چه اصراي بوده است كه همه روزنامه هاي دوم خرداد چنين عكسي را از سعيد عسگر قاب كرده اند. خدا كند مكر ژورناليستي نباشد. خدا كند از حب علي دست به چنين كاري زده باشند. واي چه ميبينم. سال 79 روزنامه ها با عكسي آذين ميشوند كه چفيه، اين نماد بسيجي، همچون نماد آغازي شوم بر سال جديد تعبير شود!&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#000000&gt;وقتي شهر آلوده ميشود جز سايه نشستن و نظاره كردن كاري از دستمان بر نميايد. نميدانم چه مرگم شده است كه زبان به تكلم باز كرده ام. حس غريبي آزارم ميدهد. نكند سال 79 سال به محكمه كشاندن بچه هايي باشد كه هشت سال به دفاع از اين آب و خاك &quot;يا علي&quot; گفتند. مواظب باشيم در دام سياست بازاني گرفتار نشويم كه چنان واژه ها را مسخ كنند كه نام بسيج و بسيجي مترادف با خشونت تعبير شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=right&gt;&lt;FONT color=#333333&gt;*اصل یادداشت را در ادامه مطلب بخوانید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 25 Sep 2009 20:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftanihaa&amp;postid=184</comments>
<dc:creator>goftanihaa</dc:creator>
<guid>http://goftanihaa.blogfa.com/post-184.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انسانم آرزوست...</title>
<link>http://goftanihaa.blogfa.com/post-183.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;این روزها بسیار سخت است که ما نظاره گر اطرافی نا امید،سرخورده و بی تفاوتی باشیم و برای خیلی از دوستان و آشنایمان اصلا مهم نباشد که چه اتفاقی در جامعه افتاده و در آینده خواهد افتاد.من شخصا پاسخی ندارم که در پی این مسائل مطرح کنم و فقط غرضم اشاره به آن چیزی بود که می بینم.نمی دانم چه باید کرد ولی خوب می دانم امید در جامعه و انگیزه هر انسان برای زیست اجتماعی را نمی شود به شکل کاذب و دستور العملی در جامعه به جریان در آورد.امید را باید دید و آنگاه باور کرد.باورم این است که جامعه ما مدتی است که دو قطبی شده و هیچ گاه مانند امروز تا این اندازه صحنه خاکستری اجتماع بی رونق نبوده است.حتی من هم در یک طرف قطب قرار دارم و نمی توانم بپذیرم که در این مقطع می توان چشم به روی بسیاری از مسائل ریز و درشت بست و بر کسانی که نظر سست و ضعیف و بی ریشه خود را بر تاریخ پر افتخار انقلاب تحمیل می کنند سکوت کرد.این شرایط آسیب بزرگی را برای ما ایجاد خواهد کرد و بیشتر از آنکه سیاست، این حوزه به قهقرا رفته را نشانه رود،به حوزه اجتماع و نخبگان ضربه می زند.اینجا دیگر نمی شود نا امیدی میان نخبگان را برابر با ناامیدی میان توده ها دانست.این روزها نفس های جامعه از کار افتاده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;انسانم آرزوست...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 13:55:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftanihaa&amp;postid=183</comments>
<dc:creator>goftanihaa</dc:creator>
<guid>http://goftanihaa.blogfa.com/post-183.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شب قدر</title>
<link>http://goftanihaa.blogfa.com/post-182.aspx</link>
<description>&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;STRONG&gt;اللهم انت کشاف الکرب و البلوی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG height=213 src=&quot;http://weblog4baagh.persiangig.com/ax6/ghadr.JPG&quot; width=440&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Sep 2009 18:28:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftanihaa&amp;postid=182</comments>
<dc:creator>goftanihaa</dc:creator>
<guid>http://goftanihaa.blogfa.com/post-182.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>هایپر استار،روزنه ای برای تحول و توسعه</title>
<link>http://goftanihaa.blogfa.com/post-181.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دیشب بعد از افطار برای بازدید از یک مجموعه تجاری با سرمایه گذاری خارجی به سمت بولوار فردوس،منطقه ای در غرب تهران رفتیم.این مجموعه با عنوان تجاری هایپر استار چند هفته ای است که در تهران افتتاح شده و این فروشگاه نام شعبه ای از فروشگاههای زنجیره ای کشور فرانسه به نام کارفور می باشد که اخیرا در ایران فعالیت خود را آغاز کرده است.اين فروشگاه در منطقه غرب تهران و براساس استاندارد فروشگاه‌هاي زنجيره‌اي غربي تجهيز و افتتاح شده است و بر اساس مشاهدات خبرنگار ايسنا در بسياري از محصولات بخصوص مواد غذايي قيمتي تا حدود 10 تا 15 درصد پايين‌تر از سطح بازار و قيمت مندرج بر جلد محصولات دارد.&lt;BR&gt;آنچه در مواجهه با این فروشگاه جذاب به نظر می رسد چیزی غیر از ارائه خدمات و کالاهای مصرفی خانواده ها می باشد چرا که همین کارکرد را با کمی اختلاف نا چیز می توان به بقالی های متعدد در خیابان های شهر نسبت داد.اما تفاوت اصلی جای دیگری خود را نشان می دهد که وقتی به آن می رسیم می توانیم نشانه هایی از مفهوم توسعه و سبک زندگی جدید را در آن بیابیم.نکته اساسی مربوط به ساختارمند کردن عرضه بر اساس منطق مالیاتی و همینطور کیفیت محصول در کنار تسهیلاتی نظیر استرداد برخی از کالاها پس از فروش است که هر عقل سلیمی این نکات برجسته را معلول یک مدیریت غربی به حساب می آورد.مدیریتی که رد پای دولت حتی به اندازه یک درصد هم در آن به چشم نمی خورد و ما فقط از همه اینها چیزی ساخته ایم به نام اصل۴۴ که سال ها در حوزه خصوصی سازی گیج می زنیم.گیچ که می زنیم هیچ،تازه با سیاست های نادرست و مدیریت های کدخدا منشانه و غیر علمی حتی عنوان اصل ۴۴ را در برابر طرح خانمان برانداز موسوم به تحول اقتصادی به فراموشی می سپاریم.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;کشور های غیر صنعتی و نیمه صنعتی نظیر کشور ما برای رسیدن به توسعه راهی جز تحول در عرصه مدیریت ندارند و تاریخ به ما نشان می دهد که ایرانیان حتی پس از انقلاب اسلامی بی کفایتی خود را در برابر مدیریت و سرمایه گذاری خارجی نشان داده اند.در جریان تحولات دنیای امروز سهم اقتصاد بسیار بیشتر از سهم سیاست است و شاید فرهنگ در میان این دو قرار دارد.این به معنای روبنا بودن اقتصاد نیست بلکه به میزان اثرگذاری اقتصاد بر سایر حوزه ها می باشد.امروزه در جهان کنونی مفهوم استیلا در کنار قدرت اقتصادی خود را نشان می دهد و نه در کنار ایدئولوژی های هفت رنگ که تاریخ مصرفشان چند صباحی است که سر رسیده است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;بازدید از این فروشگاه و حضور مستقیم سرمایه گذار خارجی در تهران هم جالب و امیدوار کننده است و هم اینکه نشان می دهد دولت هنوز نمی داند اثرات این حضور در اقتصاد داخلی و نسبت آن با سیاست های اقتصادی اش چیست.در نهایت رونق این فروشگاهها به واسطه سبک مدیریتشان هم به توسعه فرهنگی و همچنین به جهت کیفیت و دسترسی آسان و ارزان به توسعه اقتصادی کشورهایی نظیر ایران کمک می کند.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 05 Sep 2009 17:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftanihaa&amp;postid=181</comments>
<dc:creator>goftanihaa</dc:creator>
<guid>http://goftanihaa.blogfa.com/post-181.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>دکتر شفیعی کدکنی از ایران رفت!</title>
<link>http://goftanihaa.blogfa.com/post-180.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;/STRONG&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt; به کجا چنین شتابان؟&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;به هر آن کجا که باشد بجز این سرا ،سرایم&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;سفرت به خیر &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;اما &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;تو و دوستی خدا را &lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#00ff33&gt;به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را...&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 374px; HEIGHT: 194px&quot; height=186 src=&quot;http://www.magiran.com/ppic/5061/596/12-1.jpg&quot; width=300&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 30 Aug 2009 19:43:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftanihaa&amp;postid=180</comments>
<dc:creator>goftanihaa</dc:creator>
<guid>http://goftanihaa.blogfa.com/post-180.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سفر به شهری بی پایان!</title>
<link>http://goftanihaa.blogfa.com/post-179.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;روزهای گذشته من و زهرا مسافر بودیم.سفر به ترکیه و شهر زیبا و نیمه اروپایی استانبول که انصافا جایگاه ویژه در تاریخ روم شرقی و اسلام دارد و دیدن از این شهر را نمی توان صرفا در قالب یک سفر تابستانی تعبیر کرد چرا که ابعاد متعدد تاریخی و فرهنگی غنای سفر را عمق محسوسی می بخشد.میراث فرهنگی و بناهای تاریخی مشترک و به جا مانده از دوران بیزانس و عصر عثمانی که امروزه به صورت کاخ های مجلل و موزه در آمده است لذت سفر و گشت و گذار را دو چندان می کند.عنایت پادشاهان عثمانی به ترس از خدا(راس الحكمة مخافة الله) و توسعه آیین دینی بر مبنای اعتقادات اصولی و لزوم گسترش مناطق تحت نفوذ مسلمین از زیربنایی ترین علل ماندگاری نام دولت عثمانی در تاریخ و تمدن اسلامی به شمار می آید.مسجد سلطان احمد،مسجد فاتح،ایاصوفیا،موزه توپ کاپی،بازارهای سنتی،زندگی شهری و اسلامی و ترکیب آن با اقلیم اروپایی،تصویری جذاب و دوست داشتنی را برای توریست های اروپایی و آسیایی فراهم کرده است تا علاقه مندتر از همیشه به نقطه پیوند تاریخی آسیا و اروپا سفر کنند و لذت ببرند.در جایی از ناپلئون خوانده بودم که اگر قرار بود دنیا پایتختی داشته باشدبی شک آنجا استانبول خواهد بود.این شهر نیز در سال ۲۰۱۰ به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا برگزیده شده است که به حق عنوان به جا و شایسته ای است.&lt;/P&gt;
&lt;P align=center&gt;&lt;IMG style=&quot;WIDTH: 513px; HEIGHT: 266px&quot; height=366 src=&quot;http://i23.tinypic.com/2vw5y5x.jpg&quot; width=507&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 22 Aug 2009 13:37:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftanihaa&amp;postid=179</comments>
<dc:creator>goftanihaa</dc:creator>
<guid>http://goftanihaa.blogfa.com/post-179.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ملاقات با گاوالدا زیر پل کریمخان!</title>
<link>http://goftanihaa.blogfa.com/post-178.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چند روز پیش به همراه زهرا و به صورت گذری سری به نشر ثالث و چشمه زدیم.من دنبال کتاب خاصی نبودم تا اینکه مجموعه نگاههای پراکنده، من را متوجه چند داستان از &quot;آناگاوالدا&quot; نویسنده جوان و معروف فرانسوی کرد.اسم این داستان نویس نسبتا ناشناخته در ایران را چند سال پیش شنیده بودم که برای خودم هم تازگی داشت.جامعه فرانکفون(فرانسوی زبان) بسیار به او علاقه دارند و داستان هایش را دنبال می کنند.با آن که جوان است اماچند نمونه از داستان هایش به بیش از پانزده زبان ترجمه شده است. سال گذشته در طول یک پرواز هوایی سه ساعته از بروکسل به استانبول خانمی کنار من نشسته بود که تمام وقت را به خواندن یکی از داستان های گاوالدا می گذراند.کمی با اون هم کلام شدم تا از داستانی که در دست داشت بپرسم.تعبیر او این بود که گاوالدا داستان های واقعی و به روز و بسیار ساده می نویسد.&quot;دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد&quot; و &quot;من او را دوست داشتم&quot; از معروف ترین داستان های اوست که نشر قطره آن ها را منتشر کرده است.به نظرم گاوالدا بیش از آن که وزنی در داستان نویسی معاصر داشته باشد دارای استعدادهای دیگری از جمله ساختار شکنی در ایده های داستان پردازی نویسندگان ایرانی است.ورود داستان های وی قطعا تاثیرات ملموسی را در فضای داستان نویسی در ایران خواهد گذاشت.برجستگی کار گاوالدا در این است که همان‌گونه که آدمی سخن می‌‌گوید، می‌نویسد و این ویژگی، کیفیت کار را تضمین می‌کند. کلام مکتوب از کلام شفاهی پیشی نمی‌گیرد، از آن عقب نمی‌ماند، آن را دوچندان نمی‌نمایاند، بلکه به سادگی جایگزین آن می‌شود.  کاملا واضح است به جمله‌های روان و سلیس بسیار علاقه‌ دارد و از این مسیر به لحظه های آشوب برانگیز در داستان می رسد.در نهایت اگر وقت لطیف و دلپذیری در اختیار داشتید حتما یکی از داستان هایش را بچشید.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 28 Jul 2009 22:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftanihaa&amp;postid=178</comments>
<dc:creator>goftanihaa</dc:creator>
<guid>http://goftanihaa.blogfa.com/post-178.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>سخنان فصل الخطاب گونه آیه الله هاشمی رفسنجانی</title>
<link>http://goftanihaa.blogfa.com/post-177.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;دیروز بعد از مدت ها به نماز جمعه رفتم و علت اصلی هم حضور آیه الله هاشمی بود.آخرین بار که نماز جمعه رفتم مربوط به زمانی بود که سال دوم دبیرستان بودم و دیروز هم اولین بار پس از این سال ها بود.نماز دیروز دو ویژگی اساسی داشت.اول در ردیف مردمی ترین نماز های تاریخ انقلاب بود چرا که همه اقشار نسبتا در آن حضور داشتند و اکثر مقامات و هیچ کدام از اعضای دولت خوشبختانه در آن حضور نداشتند که این خود از بزرکترین برکات بود.ثانیا برای اولین بار فارس و رجا نیوز و صدا و سیما پذیرفتند که معترضین در نماز جمعه اغتشاش گر نیستند بلکه حامی میر حسین هستند و بخشی از مردم همین شهر که کسی به آنها توجه نمی کند.فضای کلی حاکم بر نماز خوب و آرام بود به جز مواردی که عده ای از نیروهای غیر مسئول و خودسر نظامی اقدام به تحریک نمازگزاران متدین و انقلابی می کردند که آن هم با دعوت آیه الله هاشمی رفسنجانی به قانون گرایی و هوشیاری مردم فهیم خنثی شد.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;به نظرم آیه الله هاشمی دیروز حق مطلب را پس از سکوت چند هفته ای ادا کردند و انصافا سخنان ایشان فصل الخطاب و فراجناحی بود.جانب انصاف را به بهترین شکل ممکن رعایت کردند و صدای واقعی اعتراض مردم را به همگان اعلام نمودند و در نهایت از سر دلسوزی برای انقلاب و میراث امام خمینی چندین پیشنهاد ارائه کردند که انشاالله به آن توجه شود.&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;نکته دیگر توجه مردم آزاده و اشاره هوشمندانه آقای هاشمی به جنایت های دولت چین علیه مسلمانان این کشور بود که با طنین شعارهای مرگ بر چین و مرگ روسیه همراه شده بود. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 18 Jul 2009 07:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftanihaa&amp;postid=177</comments>
<dc:creator>goftanihaa</dc:creator>
<guid>http://goftanihaa.blogfa.com/post-177.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>من،خانه و زهرا!</title>
<link>http://goftanihaa.blogfa.com/post-176.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;چند شب پیش به همراه زهرا و برخی دوستان دیگر برای تماشای تئاتر &quot;خانه&quot; به تئاتر شهر رفتیم.با توجه به برخی پیچیدگی های مفهومی و ماهوی نمایشنامه های ایرانی،نسبتا دربردارنده چارچوب های اجتماعی و بومی در میان یک خانواده ایرانی بود که در سال های اخیر به شدت در قالب یک مسئله اجتماعی نمایان بوده است.&quot;خانه&quot; روايتي از &quot;هامون&quot;، پسر يك خانواده است كه گم شده و همه اعضاي خانواده دنبال او مي‌گردند. در طول نمايش هر كسي روايت خود را از آخرين باري كه او را ديده بازگو مي‌كند. در واقع اين اثر تلاش دارد بخشي از زندگي يك خانواده كه از واقعيات زندگي فاصله گرفتند و هرگز به ارتباط دروني و قلبي خود نمي‌انديشند را روايت ‌كند.نمایشنامه را نغمه ثمینی نوشته است و کیومرث مرادی به سبک جدیدی با ترکیب تصاویر سینمایی در صحنه تئاتر کارگردانی می کند.این روزها سینمای نیم بند و تئاتر بی بضاعت برای اندکی آرام گرفتن از فضای نفرت و سیاهی خوراک خوبی می باشد.  &lt;BR&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 15 Jul 2009 21:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=goftanihaa&amp;postid=176</comments>
<dc:creator>goftanihaa</dc:creator>
<guid>http://goftanihaa.blogfa.com/post-176.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
