این روزها بسیار سخت است که ما نظاره گر اطرافی نا امید،سرخورده و بی تفاوتی باشیم و برای خیلی از دوستان و آشنایمان اصلا مهم نباشد که چه اتفاقی در جامعه افتاده و در آینده خواهد افتاد.من شخصا پاسخی ندارم که در پی این مسائل مطرح کنم و فقط غرضم اشاره به آن چیزی بود که می بینم.نمی دانم چه باید کرد ولی خوب می دانم امید در جامعه و انگیزه هر انسان برای زیست اجتماعی را نمی شود به شکل کاذب و دستور العملی در جامعه به جریان در آورد.امید را باید دید و آنگاه باور کرد.باورم این است که جامعه ما مدتی است که دو قطبی شده و هیچ گاه مانند امروز تا این اندازه صحنه خاکستری اجتماع بی رونق نبوده است.حتی من هم در یک طرف قطب قرار دارم و نمی توانم بپذیرم که در این مقطع می توان چشم به روی بسیاری از مسائل ریز و درشت بست و بر کسانی که نظر سست و ضعیف و بی ریشه خود را بر تاریخ پر افتخار انقلاب تحمیل می کنند سکوت کرد.این شرایط آسیب بزرگی را برای ما ایجاد خواهد کرد و بیشتر از آنکه سیاست، این حوزه به قهقرا رفته را نشانه رود،به حوزه اجتماع و نخبگان ضربه می زند.اینجا دیگر نمی شود نا امیدی میان نخبگان را برابر با ناامیدی میان توده ها دانست.این روزها نفس های جامعه از کار افتاده است.
انسانم آرزوست...
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت 17:26  توسط صالح
|
اللهم انت کشاف الکرب و البلوی
+ نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت 21:59  توسط صالح
دیشب بعد از افطار برای بازدید از یک مجموعه تجاری با سرمایه گذاری خارجی به سمت بولوار فردوس،منطقه ای در غرب تهران رفتیم.این مجموعه با عنوان تجاری هایپر استار چند هفته ای است که در تهران افتتاح شده و این فروشگاه نام شعبه ای از فروشگاههای زنجیره ای کشور فرانسه به نام کارفور می باشد که اخیرا در ایران فعالیت خود را آغاز کرده است.اين فروشگاه در منطقه غرب تهران و براساس استاندارد فروشگاههاي زنجيرهاي غربي تجهيز و افتتاح شده است و بر اساس مشاهدات خبرنگار ايسنا در بسياري از محصولات بخصوص مواد غذايي قيمتي تا حدود 10 تا 15 درصد پايينتر از سطح بازار و قيمت مندرج بر جلد محصولات دارد.
آنچه در مواجهه با این فروشگاه جذاب به نظر می رسد چیزی غیر از ارائه خدمات و کالاهای مصرفی خانواده ها می باشد چرا که همین کارکرد را با کمی اختلاف نا چیز می توان به بقالی های متعدد در خیابان های شهر نسبت داد.اما تفاوت اصلی جای دیگری خود را نشان می دهد که وقتی به آن می رسیم می توانیم نشانه هایی از مفهوم توسعه و سبک زندگی جدید را در آن بیابیم.نکته اساسی مربوط به ساختارمند کردن عرضه بر اساس منطق مالیاتی و همینطور کیفیت محصول در کنار تسهیلاتی نظیر استرداد برخی از کالاها پس از فروش است که هر عقل سلیمی این نکات برجسته را معلول یک مدیریت غربی به حساب می آورد.مدیریتی که رد پای دولت حتی به اندازه یک درصد هم در آن به چشم نمی خورد و ما فقط از همه اینها چیزی ساخته ایم به نام اصل۴۴ که سال ها در حوزه خصوصی سازی گیج می زنیم.گیچ که می زنیم هیچ،تازه با سیاست های نادرست و مدیریت های کدخدا منشانه و غیر علمی حتی عنوان اصل ۴۴ را در برابر طرح خانمان برانداز موسوم به تحول اقتصادی به فراموشی می سپاریم.
کشور های غیر صنعتی و نیمه صنعتی نظیر کشور ما برای رسیدن به توسعه راهی جز تحول در عرصه مدیریت ندارند و تاریخ به ما نشان می دهد که ایرانیان حتی پس از انقلاب اسلامی بی کفایتی خود را در برابر مدیریت و سرمایه گذاری خارجی نشان داده اند.در جریان تحولات دنیای امروز سهم اقتصاد بسیار بیشتر از سهم سیاست است و شاید فرهنگ در میان این دو قرار دارد.این به معنای روبنا بودن اقتصاد نیست بلکه به میزان اثرگذاری اقتصاد بر سایر حوزه ها می باشد.امروزه در جهان کنونی مفهوم استیلا در کنار قدرت اقتصادی خود را نشان می دهد و نه در کنار ایدئولوژی های هفت رنگ که تاریخ مصرفشان چند صباحی است که سر رسیده است.
بازدید از این فروشگاه و حضور مستقیم سرمایه گذار خارجی در تهران هم جالب و امیدوار کننده است و هم اینکه نشان می دهد دولت هنوز نمی داند اثرات این حضور در اقتصاد داخلی و نسبت آن با سیاست های اقتصادی اش چیست.در نهایت رونق این فروشگاهها به واسطه سبک مدیریتشان هم به توسعه فرهنگی و همچنین به جهت کیفیت و دسترسی آسان و ارزان به توسعه اقتصادی کشورهایی نظیر ایران کمک می کند.
+ نوشته شده در شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 21:22  توسط صالح
|
همه آرزویم اما چه کنم که بسته پایم
به کجا چنین شتابان؟
به هر آن کجا که باشد بجز این سرا ،سرایم
سفرت به خیر
اما
تو و دوستی خدا را
چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران برسان سلام ما را...

+ نوشته شده در یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 23:14  توسط صالح
|