تبليغاتX
گذر لوطی صالح

گذر لوطی صالح

سفر به شهری بی پایان!

روزهای گذشته من و زهرا مسافر بودیم.سفر به ترکیه و شهر زیبا و نیمه اروپایی استانبول که انصافا جایگاه ویژه در تاریخ روم شرقی و اسلام دارد و دیدن از این شهر را نمی توان صرفا در قالب یک سفر تابستانی تعبیر کرد چرا که ابعاد متعدد تاریخی و فرهنگی غنای سفر را عمق محسوسی می بخشد.میراث فرهنگی و بناهای تاریخی مشترک و به جا مانده از دوران بیزانس و عصر عثمانی که امروزه به صورت کاخ های مجلل و موزه در آمده است لذت سفر و گشت و گذار را دو چندان می کند.عنایت پادشاهان عثمانی به ترس از خدا(راس الحكمة مخافة الله) و توسعه آیین دینی بر مبنای اعتقادات اصولی و لزوم گسترش مناطق تحت نفوذ مسلمین از زیربنایی ترین علل ماندگاری نام دولت عثمانی در تاریخ و تمدن اسلامی به شمار می آید.مسجد سلطان احمد،مسجد فاتح،ایاصوفیا،موزه توپ کاپی،بازارهای سنتی،زندگی شهری و اسلامی و ترکیب آن با اقلیم اروپایی،تصویری جذاب و دوست داشتنی را برای توریست های اروپایی و آسیایی فراهم کرده است تا علاقه مندتر از همیشه به نقطه پیوند تاریخی آسیا و اروپا سفر کنند و لذت ببرند.در جایی از ناپلئون خوانده بودم که اگر قرار بود دنیا پایتختی داشته باشدبی شک آنجا استانبول خواهد بود.این شهر نیز در سال ۲۰۱۰ به عنوان پایتخت فرهنگی اروپا برگزیده شده است که به حق عنوان به جا و شایسته ای است.

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 17:8  توسط صالح  | 

ملاقات با گاوالدا زیر پل کریمخان!

چند روز پیش به همراه زهرا و به صورت گذری سری به نشر ثالث و چشمه زدیم.من دنبال کتاب خاصی نبودم تا اینکه مجموعه نگاههای پراکنده، من را متوجه چند داستان از "آناگاوالدا" نویسنده جوان و معروف فرانسوی کرد.اسم این داستان نویس نسبتا ناشناخته در ایران را چند سال پیش شنیده بودم که برای خودم هم تازگی داشت.جامعه فرانکفون(فرانسوی زبان) بسیار به او علاقه دارند و داستان هایش را دنبال می کنند.با آن که جوان است اماچند نمونه از داستان هایش به بیش از پانزده زبان ترجمه شده است. سال گذشته در طول یک پرواز هوایی سه ساعته از بروکسل به استانبول خانمی کنار من نشسته بود که تمام وقت را به خواندن یکی از داستان های گاوالدا می گذراند.کمی با اون هم کلام شدم تا از داستانی که در دست داشت بپرسم.تعبیر او این بود که گاوالدا داستان های واقعی و به روز و بسیار ساده می نویسد."دوست داشتم کسی جایی منتظرم باشد" و "من او را دوست داشتم" از معروف ترین داستان های اوست که نشر قطره آن ها را منتشر کرده است.به نظرم گاوالدا بیش از آن که وزنی در داستان نویسی معاصر داشته باشد دارای استعدادهای دیگری از جمله ساختار شکنی در ایده های داستان پردازی نویسندگان ایرانی است.ورود داستان های وی قطعا تاثیرات ملموسی را در فضای داستان نویسی در ایران خواهد گذاشت.برجستگی کار گاوالدا در این است که همان‌گونه که آدمی سخن می‌‌گوید، می‌نویسد و این ویژگی، کیفیت کار را تضمین می‌کند. کلام مکتوب از کلام شفاهی پیشی نمی‌گیرد، از آن عقب نمی‌ماند، آن را دوچندان نمی‌نمایاند، بلکه به سادگی جایگزین آن می‌شود.  کاملا واضح است به جمله‌های روان و سلیس بسیار علاقه‌ دارد و از این مسیر به لحظه های آشوب برانگیز در داستان می رسد.در نهایت اگر وقت لطیف و دلپذیری در اختیار داشتید حتما یکی از داستان هایش را بچشید.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت 2:7  توسط صالح  |