جمعه گذشته به همراه زهرای عزیز(دوست و رفیق و همسرمهربان) به سمت کاشان حرکت کردیم تا در فصل گلاب گیری روستاهای اطراف کاشان و خصوصا قمصر تجربه ای جدید رابه ذهنمان بسپریم.اگرچه سفر کوتاهی بود اما بسیار مفرح و پر محتوا و همین طور لذت بخش بود.قمصر واقعا شلوغ بود اما کمی سحرخیزی ما سبب شد تا به شلوغی ها برنخوریم.من اولین بار بود که سمت کاشان و قمصر می رفتم اما زهرا ظاهرا سال اول دانشگاه به همراه دوره خودمان به کاشان و قمصر سفر کرده بودند.بعد از ظهر هم در فرصت باقی مانده به اطرف ابیانه رفتیم که آن جا هم نیز بسیار زیبا و تاریخی بود.مسیر هم پر بود از توریست هایی که البته بیشترشان داخلی بودند و برای تماشای جذابیت های کاشان راهی سفر شده بودند.
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 7:39  توسط صالح
|
مدتی گذشت که ننوشتم و البته زیاد هم تقصیر من نبود.بخشی مربوط به اختلال فنی بلاگفا بود و بخشی هم به درگیری های ذهنی گذشت که خوب گذشت و الان هم دارد می گذرد.به هر حال آمدم و دوباره نوشتم.تا الان ننوشتن در اینجا برایم چندان قابل تصور نیست و برای همین هنوز هم دلبسته ام به همین یک صفحه و تا ببینیم خدا چه می خواهد.این روزها اخبار انتخابات را نه خیلی دقیق اما دنبال می کنم.فکر می کنم شرایط مناسبی بر فضای مدیریتی کشور حاکم نیست و اکثرا هم با همین منطق نگران هستند و خواستار تغییر در این حوزه می باشند.زیاد قابل دفاع نیست که دستاورد سه دهه حیات انقلاب اسلامی که با خون شهدا حاصل شد با بی مسئولیتی و بی توجهی برخی تازه به دوران رسیده سیاسی که معلوم نیست عقبه رشادت هایشان به کجا می رسد،به بازیچه گرفته شود.انشاالله شرایط تغییر کند و بتوانیم به آینده امیدوار باشیم.
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت 20:17  توسط صالح
|