
داستان معروف منوچهر احترامی
مارها قورباغه ها را مي خوردند و قورباغه ها غمگين بودند
قورباغه ها به لك لك ها شكايت كردند
لك لك ها مارها را خوردند و قورباغه ها شادمان شدند
لك لك ها گرسنه ماندند و شروع كردند به خوردن قورباغه ها
قورباغه ها دچار اختلاف ديدگاه شدند
عده اي از آنها با لك لك ها كنار آمدند و عده اي ديگر خواهان باز گشت مارها شدند
مارها باز گشتند و همپاي لك لك ها شروع به خوردن قورباغه ها كردند
حالا ديگر قورباغه ها متقاعد شده اند كه براي خورده شدن به دنيا مي آيند
تنها يك مشكل براي آنها حل نشده باقي مانده است
اينكه نمي دانند توسط دوستانشان خورده مي شوند يا دشمنانشان!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 18:11  توسط صالح
|
چند ساعتی بیشتر نیست که "تردید" را دیدم.به نظرم خیلی هم جالب نبود.همین الان هم خواندم که بهترین فیلم جشنواره امسال شده است.این انتخاب را نوعی دهن کجی سیاسی به سینمای ایران تعبیر می کنم.من اتفاقا مخالف این مضامین شبه روشنفکرانه و یا بعضا فردگرا در رمان و سینما نیستم اما مضحک آنجاست که این فیلم چگونه با سیاست های سینمایی جدید کشور جور در می آید که هیئت داوران چگونه و با چه خط کش هنری آن را بهترین فیلم انتخاب کردند..داستان فیلم عینا برگرفته از نمایشنامه هملت اثر معروف شکسپیر بود.تقریبا یک داستان هیجانی با نمایش فلسفی.هملت اساسا یک مجموعه غنی از تقابل اخلاق و قدرت،غایت زندگی،تراژدی عشق،درام خانوادگی و سرگشتگی در پی حقیقت است که همه را به خود خیره ساخته است.افرادی به جنگ می پردازند،توطئه می کنند و هم را می کشند،به خاطر عشق دیوانه می شوند و دست به جنایت می زنند و سخنان شگفتی درباره زندگی و مرگ به زبان می رانند و بعضی هم کوشش می کنند تا جهان را بهتر کنند تا اینکه یک جوان همه چیز را به هم می ریزد و خود را پادشاه می خواند.مونولوگ معروف هملت کشاکش نیروهای سرنوشت و آزادی اراده را چنین تصویر میکند:«بودن یا نبودن» مسئله این است و این پرسش بزرگ هملت است.بودن یا نبودن برای انتقام که البته با پیچیدگی نفس آدمی در هم آمیخته شده است.
حالا تصور کنید این اثر را ایرانی کنند و نامش را "تردید" گذارند که به نظرم افتضاح از آب در آمد و گندی نا بخشودنی به بار آورد و گند تر از آن اینکه بهترین فیلم جشنواره فجر هم شد.تردید نسخه ای مجعول،ایرانی، و ضد حقیقت از هملت است که برآیند این ساختار ساختگی و شبه روشنفکرانه ابزاری شده است برای پشت پا زدن و بی ارزش جلوه دادن سینمای ملی و ایرانی که به نظرم فیلم های زرد چند سال اخیر سینمای ایران بسیار پر محتوا تر از تردید به حساب آید.ای کاش هملت را با دست باز و روشنفکرانه می ساختند.
آقایان! هملت ساختگی شما در تردید گیج می زند...
اگر این را می فهمیدند آن را بهترین فیلم انتخاب نمی کردند.ایراد از هملت نیست،از ماست...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت 0:27  توسط صالح
|
این قرار داد
تا ابد میان ما
برقرار باد
چشمهای من به جای دست های تو !
من به دست تو
آب می دهم
تو به چشم من
آبرو بده !
من به چشم های بی قرار تو
قول می دهم ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد
ما دوباره سبز می شویم !
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 20:31  توسط صالح
|
اینکه چی باید بنویسم کمی سخت شده ولی می دانم که باید بنویسم!از چی باید بنویسم را هم نمی دانم ولی باز می دانم که باید بنویسم!خوب نیست اینجا خلوت شود و چشم این و آن از تکرار نوشته ها خسته شود.روزمرگی غلط کرده که بخواهد تیتر روزهایم را تکراری کند.روزهایم هنوز رنگی و زیباست و خدا را شکر!من اینجا هنوز نفس می کشم و زندگی می کنم و اینجا را دوست دارم...
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 0:39  توسط صالح
|
امسال اجلاس داووس به واقع با حرکت اردوغان مات شد و برق از سر پالتو پوشان بوروکرات پراند.چندین بار مجادله این غیور ترک را با آن آدم کش صهیونیست دیدم و هر بار بیشتر از قبل لذت بردم.خدا را شکر که هر روز جلوه های جدیدی از اثرات بنیادگرایی اسلامی را می بینیم.فکر می کنم بد نبود که نمایندگان دولت در این اجلاس یقه هایشان را باز می کردند و پوشه هایشان را زمین می گذاشتند و حداقل کمی مانند اردوغان عمل می کردند.
+ نوشته شده در جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 19:23  توسط صالح
|
نه مرا پای گریز است! نه مرا تاب نگاه!
بیست و پنج پر شد....
+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 10:0  توسط صالح
|
امسال سه دهه از انقلاب اسلامی می گذرد.انقلابی که توانست اندیشه های انسانی و پر فضیلتی را ایجاد کند.بی شک انقلاب اسلامی از وقایعی است که می توان با صراحت از آن به عنوان نقطه استقلال طلبی و آزادی خواهی ایرانیان یاد کنیم و حتی آرمان های آن را در قالب جوشش میان سایر ملت های مسلمان ردیابی نماییم.اینکه امروز سه دهه پس از انقلاب، ارزش های انقلابی در چه شرایطی قرار دارد به نظرم بحث مفصلی می طلبد ولی جز برخی بدخواهان ملت و اندیشه های منافقانه کمتر کسی را می توان یافت که در اصل انقلاب تشکیک کند.رهبری هدفمند،عالمانه و اندیشه محور حضرت امام و حضور آحاد ملت در گستره ای از تمامی طبقات اجتماعی پروسه ای را تکمیل کرد که حداقل بسیاری از مسائل تاریخی ایرانیان را مرتفع ساخت و این برای تاریخ یک ملت منبعی از عزت و سرافرازی تلقی می گردد.در این زمینه و البته برای نوعی ادای دین به اهداف امام و انقلاب یادداشت مختصری نوشتم که در اینجا می توانید بخوانید.
+ نوشته شده در سه شنبه یکم بهمن 1387ساعت 13:2  توسط صالح
|