تبليغاتX
گذر لوطی صالح

گذر لوطی صالح

کلنجار با خودم و یک نسل عجیب و غریب!

حضور در لایه های شکل گیری فرهنگ، تجربه ای است که مدتی نصیب من شده و آن قدر نمی توانم در مورد اثرات جامعه شناختی نهادهای اجتماعی بنویسم که فی المثل مدرسه یا خانواده چه اثراتی بر روند اجتماعی شدن و یا شکل گیری شاکله فرهنگ شخصیتی یک فرد دارد.جون کندم این دو خط رو بنویسم تا بگم معلم بودن یک موقعیت درخشان و ممتاز است.البته این قشر در جامعه ما به جهت منزلت اجتماعی و منافع مادی موقعیتی شبیه به فاجعه دارند.اما شخصا خود را دارای یک موقعیت درخشان می دانم چراکه از خیر منافع مادی گذشته ام و به تعبیری درس می دهم تا بیشترفضولی کنم.فضولی در همه چیز یک مشت دانش آموز یازده ساله که تا دلتان بخواهد تجربه های این جوری دارم.معلم هاقرار نیست جامعه شناس باشند اما تجربیات جامعه شناسانه زیاد دارند بی آنکه خودشان خبر داشته باشند.من چون شغلم معلمی نیست سعی کردم از حضور در این نقش به نفع دانش جامعه شناختی ام استفاده کنم.

چندی قبل دکتر صدیق در احوالات دانشجو جماعت نکته های جالبی نوشتند که نبض نوشته های ایشان تا حدودی بر روی مسئله ازدواج می زد.خوب دانشجو و ازدواج دو مفهوم مرتبط به هم هست و زیاد بی ربط هم نیست.

اما دکتر صدیق!

عشق یک دانش آموز یازده ساله به خواهر دوستش که سال دوم رشته دندانپزشکی می باشد را با کدام نظریه و تئوری و رهیافت و بر ساخت و پارادایم و سرمشق فکری و رویکرد و ....تحلیل می کنید؟اگر کار بیخ پیدا کرد و خانواده طرف تحت فشار خواستگاری رفتن قرار گرفت چی؟اگه اون دانش آموز اومد و اون قضیه رو برا من تعریف کرد و از من برا رسیدن به عشقش کمک خواست من چه کنم؟

حالا یه شکل دیگه!

مشغول درس دادن بودم که احساس کردم یه نامه ای اون آخر کلاس داره رد و بدل می شه.خودم رو زدم به گیجی که انگار نفهمیدم و چند دقیقه بعد مچ هفت هشت نفر رو یه دفعه گرفتم و مجبور شدن نامه رو رو کنند.نامه، توطئه ای علیه یکی از همکلاسی هایشان بود.او را متهم کرده بودند که فلانی!تو صهیونیستی...تو سوسیالیستی....تو لیبرالیستی....تو آمریکای هستی و...

نویسنده اصلی نامه رو پیدا کردم و وقتی زنگ خورد ازش خواستم در مورد نوشته هاش توضیح بده.

گفت سوسیالیست کسیه که دین نداره....

صهیونیست کسیه که با آمریکایی ها دوستی داره....

لیبرالیست فاسده و بی حجابه....این آدمهایی که تو خیابون هستن اکثرا لیبرالیستن.....

آخرشم گفت اینها رو بابامون گفته...

از این شکل ها اون قدر تجربه کردم که همش رو جایی یادداشت کردم تا بعدا شاید به کارم بیاد.واقعا تکلیف نهاد اجتماعی چیه؟به نظرم تو  این لایه های پایین تر داره زلزله میاد.آقای دکتر هیچ وقت به خودم اجازه نمی دهم که مواردی را که گفتم به سبکی از زندگی روزمره و یا یک مقاومت پنهان و نوعی واپس گرایی به حاکمیت و نگاه های سیستمی و اینکه ضعف در روند جامعه پذیری تقلیل دهم.فکر کنم مسئله جدی تر از این حرف هاست.تازه شبیه به همین موارد را دوستان جامعه شناسی خوانده در دوره های راهنمایی و دبیرستان نیز تعریف می کنند.پدران و مادران آینده کم کم دارند بزرگ می شوند و من برخی اوقاتم را با تجربه های تلخ این نسل زود رس و و زیادی چیز فهم می گذرانم.در خیابان،در مدرسه،در سینما و کوه و هیئت امام حسین و جدال های بی پایان زن و مردی که صبح تا شب مثل ...کار می کنند و شب را در کانون بی معنی و بی مهر خانواده و فرزندانی که ناخواسته به این دنیا دعوت کرده اند می گذرانند.این پایین ترها تکون های زلزله رو حس می کنم.   

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آبان 1387ساعت 0:20  توسط صالح  | 

بدون شرح!

بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقاي باراك اوباما
رئيس‌جمهور منتخب ايالات متحده آمريكا
از اينكه توانستيد آراء اكثريت شركت‌كنندگان در انتخابات را به خود جلب كنيد تبريك مي‌گويم. مي‌دانيد فرصت‌هايي كه از ناحيه خداوند به بندگان هديه مي‌شوند زودگذرند و مي‌توانند در مسير كمال انسان و صلاح ملت‌ها و يا خداي ناكرده در مسير سقوط عليه ملت‌ها به كار گرفته شوند. اميدوارم جنابعالي با ترجيح مصالح حقيقي مردم و انصاف و عدالت بر تقاضاهاي سيري‌ناپذير اقليتي خودخواه و ناصالح، از فرصت خدمت، حداكثر استفاده را به عمل آوريد و نام نيكي از خود به جاي بگذاريد.
توقع عمومي اين است كه پاسخگويي سريع و روشن به مطالبه تحول صحيح و اساسي در سياست‌هاي داخلي و خارجي دولت آمريكا كه خواست همه ملت‌هاي جهان و ملت آمريكاست، سرلوحه و محور همه برنامه‌ها و اقدامات دولت آينده شما قرار گيرد.

از سويي ملت آمريكا كه داراي گرايشات معنوي است انتظار دارند كه همه توان و همت دولت در مسير خدمت به مردم، اصلاح وضعيت بحراني اقتصادي، بازيابي حيثيت، روحيه و اميد آنان و رفع كامل فقر و تبعيض، احترام كامل به كرامت، امنيت و حقوق انساني و تقويت بنيان‌هاي خانواده كه از جمله تعليمات انبياء الهي است در سرزمين آمريكا مصروف شود.

از سوي ديگر، ملت‌هاي جهان انتظار دارند كه سياست‌هاي مبتني بر جنگ‌طلبي، اشغالگري، زورگويي، فريبكاري، تحقير ملت ها و تحميل روابط تبعيض‌آميز و غيرعادلانه بر آنان و برمناسبات جهاني كه موجب انزجار همه ملت‌ها و اكثريت دولت‌ها از حاكمان آمريكا و مشوه‌شدن حيثيت مردم آن كشور شده است به رفتاري مبتني بر عدالت و احترام به حقوق انسان‌ها و ملت‌ها، دوستي و عدم دخالت در امور ديگران تبديل گردد و دايره دخالت‌هاي دولت آمريكا به مرزهاي جغرافيايي آن كشور محدود شود. به ويژه در منطقه حساس خاورميانه، انتظار آن است كه رفتار ناعادلانه شصت ساله به سوي استيفاي كامل حقوق حقه ملت‌ها به خصوص ملت‌هاي مظلوم فلسطين، عراق و افغانستان تغيير جهت دهد.

ملت بزرگ و تمدن‌ساز و عدالت‌جوي ايران از تحولات اساسي، عادلانه و واقعي در سياست‌ها و رفتارها به ويژه در اين منطقه استقبال مي‌كند.
اگر در مسير الهي و در جهت اجراي تعليمات پيامبران الهي گام برداشته شود اميد مي‌رود كه خداي بزرگ ياري كند و خسارات سنگين گذشته تا حدودي جبران شود.

از خداوند متعال براي آحاد بشريت و همه ملت‌ها، سعادت، سلامت، سربلندي و رفاه و براي حاكمان ومديران جوامع عبرت‌آموزي از گذشتگان، اغتنام فرصت خدمت، بسط مهرورزي، رفع ظلم و برپايي عدالت و رعايت دستورات الهي، مسئلت دارم.

دکتر محمود احمدی نژاد

 !oh!baby!it's not your business

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم آبان 1387ساعت 23:24  توسط صالح  | 

Don't try to fix me,I'm not Broken

اوو مرتیکه مگه کوری این جوری میایی وسط خیابون....

اینقدر ها هم بی ادب نیستم.جمله بالا بخشی از عربده های عریان و سانسور نشده یک مسافرکش تهرانی در مواجهه با من بود که از نظر ایشان مانند شهروندان کور وارد خیابان شده بودم.البته عمرا این گونه باشد.تازه کلی هم مراعات کردم که از خط عابر عبور کنم تا حقی از کسی ضایع نکرده باشم اما ظاهرا نشد.خیلی فکر کردم که چرا آسان ترین کار برای برخی ناسزا گفتن است.تازه ناسزا خود درجاتی دارد که حد اعلی آن مخصوص کوچه و خیابان است و آن هم با به چالش کشیدن خواهر و مادر افراد که در ردیف عزیز ترین های آدمیزاد هستند.حالا نمی دانم که از چه رو تهران را شهر اخلاق نامیده اند.البته اگر چند میدان اصلی و برخی خیابان های شناخته شده را فاکتور بگیریم شاید حرف درستی باشد.فرهنگ ناسزا گویی از رد نکردن چراغ قرمز هم بهتر جا افتاده و خلاصه اوضاع عجیبی شده که شاخ در آوردن کاملا طبیعی است.چی باید گفت نمی دانم .این وسط جای جامعه شناسی زمینی هم خیلی خالی بود.حالا هی بشین بگو فرا روایت و اندیشه اجتماعی و پارادایم و ....اگه تونستی درجا و بدون معطلی جواب مسافر کش رو بدی معلومه جامعه شناس هستی(این یعنی سوزن زنی به خویشتن خویش در ملا عام) من هم البته مثل چغندر و هویج و سیب زمینی نبودم به هر حال یک عبارتی از خودم در کردم اما نه به غنای محتوایی آنچه شنیدم.

مرده شور کی و چی رو ببرن نمی دونم...

 

 

عکس اون بابا سانسور شد.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم آبان 1387ساعت 19:32  توسط صالح  |