تبليغاتX
گذر لوطی صالح

گذر لوطی صالح

سیب زمینی و کتاب!

این روزها در مصلی تهران نمایشگاه کتاب برگزار می شود.این سومین سالی است که به نمایشگاه کتاب نرفتم.به این نتیجه رسیدم که کتاب های مورد مصرفم را به روز بخرم و اینکه نمایشگاه زمانی ارزش رفتن دارد که کتاب های تازه منتشر شده، زیاد باشد نه اینکه همه کتاب ها را بتوان در مقابل دانشگاه دید زد البته دلایل دیگر هم مزید بر علت است.مرتضی پستی در مورد نمایشگاه نوشته بود که اصلا مهم نیست که مردم در نمایشگاه،کتاب نخرند و فقط آنچه اهمیت دارد احساس یگانگی مردم در خرید کتاب است.من کاملا با این حرف مخالفم.بابا مرتضی جون باور کن رادیو و تلویزیون درست می فرمایند که مردم شعور فرهنگی ندارند.آخه چرا می خوای به ضرب و زور بوردیو و رابینسون کروزوئه اثبات کنی که اینطور نیست؟!هیچ چیز خوشایند تر از این نیست که مردم در بی شعوری فرهنگی به سر ببرند.توسعه فرهنگ کتابخوانی هزار راه دارد که همه مردم دنیا دارند تجربه می کنند جز مردم ما که یکی از اون هزار تا برپایی نمایشگاه کتاب است.ما تعمدا دوست داریم کاری کنیم که مردم در نمایشگاه سیب زمینی بخورند تا سیب زمینی هم بار بیایند.این کار کمی نیست و از توانایی بسیاری از کشورهای صنعتی خارج است.جناب بوردیو اگر در مورد شرایط فعلی جامعه ما و تاریخ صد ساله اخیر ایرانیان چیزی مطالعه کرده باشد سریعا نظریه اش را نسبت به ایران ابطال می کند.مرتضی باور کن فقط نمایشگاه نیست که بخواهیم در یک کنش جمعی مشترک با افتخار آن را اعلام کنیم.ایرانیان کنش های جمعی مشترک زیاد دارند.اگر نداشتند دبی و شارجه آباد نمی شد و سواحل آنتالیا رونق نمی گرفت.اگر درد واقعی ما کتاب نخواندن باشد مطمئنم که راهش این نیست که در تلویزیون های مستقر در میادین شهر تهران و یا واگن های مترو،مردم را برای سفر به ترکیه ترغیب کنیم.پس بهتر است خوردن سیب زمینی را بر خرید کتاب ترجیح دهیم.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 7:5  توسط صالح  | 

روز ملی خلیج فارس و تله کابین توچال!

سه شنبه روز ملی خلیج فارس بود.خلیج فارس این روزها از آب و نون شب هم مهمتر شده و البته باید هم همینطور باشد.به هر حال بحث از یک شناسنامه فرهنگی و هویتی است و حساسیت بر روی آن اهمیت فراوانی دارد.در این رابطه نیز در سایت تابناک مطلبی نوشتم با عنوان خلیج فارس نمادی از هویت ایرانیان که در اینجا می توانید بخوانید.همین مطلب در ایران اکونومیست و چند سایت خبری دیگر نیز درج شد که البته من از انتشار آن ها بی خبر بودم. از این که بگذریم می خوریم به تله کابین توچال که امروز با شاگردان عزیز به آنجا رفتیم و کلی صفا کردیم.تا ایستگاه پنج هم رفتیم بالا ولی انگار نه انگار که کلی از تهران فاصله گرفتیم.در ارتفاع هم نسبتا هوا کثیف بود ولی باد خوب و خنکی می آمد.در این روزهای گرم و پر مشغله فرار از برخی موقعیت ها نیازمند توفیق است که به هر حال نصیب ما شد. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:27  توسط صالح  | 

بازدید از مترو!

امروز با جمعی از دوستان و به دعوت مدیر عامل متروی تهران جناب آقای مهندس هاشمی به مترو رفتیم و از روند احداث پروژه های مختلف حفاری،تزریق بتن و واگن سازی و همینطور مرکز کنترل متروی تهران بازدید کردیم.اولین مرحله از بازدید به ادامه خط یک مترو در امتداد ایستگاه میرداماد به سمت تجریش بود که همگی به همراه ایشان وارد تونل شدیم و تا حدود کمتر از یک کیلومتر در داخل تونل پیاده رفتیم و از نزدیک مراحل حفاری و بتن ریزی را بازدید کردیم.انصافا مترو یکی از عظیم ترین پروژه های عمرانی شهر تهران محسوب می شود و از آن مهمتر وجود مدیریت سخت کوش و تلاشگر این مجموعه است که توانسته تا مقدار زیادی انتظارات مردم نسبت به مقوله حمل و نقل برآورده سازد.از میرداماد به سمت دروازه دولت حرکت کردیم و از آنجا وارد خط چهار شدیم به مقصد میدان فردوسی که هفته پیش افتتاح شده بود و از آنجا تا چهار راه کالج را با ماشین رفتیم تا اینکه آخرین مرحله از بازدید را در مرکز کنترل مترو به پایان ببریم.روز بسیار خوب و امیدوار کننده ای بود که در این شرایط انفعالی حداقل مترو تهران با سختی هی مدیریتی به کار خود ادامه می دهد.بدون شک با تکمیل تمامی پروژه های در دست ساخت و مطالعه،متروی تهران قابلیت برابری با نظام حمل و نقل کلان شهر های بزرگ جهان نظیر پاریس،لندن و برلین را دارد که انشالله این خواست عمومی هر چه زودتر محقق شود.

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اردیبهشت 1387ساعت 17:33  توسط صالح  |