چند روز پیش مشغول جمع آوری یادداشت های چند سال گذشته خود بودم.به نوشته های جالبی برخوردم.اما یکی از آنها مربوط می شد به دفتری که خلاصه ی سخنرانی های موسسه توسعه و پژوهش ایران را در آن می نوشتم.از ماهیت این موسسه چیز زیادی نمی دانم اما به گمانم موسسه ایست که به همت فرزند شهید بهشتی و آقای مهندس میر حسین موسوی پا برجاست.معمولا در جلسات این موسسه شرکت می کردم.حکمت اشراق عنوان یکی از همین سخنرانی ها بود که آقای دکتر دینانی آن را ارائه کردند.برای من که فهم زیادی از فلسفه ندارم و در آن روزها هم بیشتر به دنبال مسائل اجتماعی بودم کمی خسته کننده بود که به شنیدن یک چنین سخنرانی عمیقی تن دهم.اما حقیقت طور دیگری بود و آن جلسه جذابیت های فراوانی داشت.محور اصلی مباحث این بود که ابن سینا همچون سهروردی یک اشراقی است.دکتر دینانی بر این قضیه تاکید فراوان می کرد و شواهدی هم از منطق المشرقین و الاشارات (فی مقامات العارفین) مبنی بر این قضیه ارائه می کردند.اما نکته ای که من تمایل دارم در این پست به آن اشاره کنم نقلی است از عین القضات که ابو سعید در یکی از ملاقات های خود با ابن سینا گفته است که من سخنی را از ابن سینا شنیدم که بیش از هفتاد سال موجب قرب من به خدا شد.جمله بسیار تاثیر گذاری است...
خروج من الاسلام المجازی و دخول علی الکفر حقیقی
این جمله فقط در تمهیدات عین القضات آمده است.البته کفر حقیقی یک معنای عارفانه دارد.ظاهرا همان نور سیاه است که سالک پس از طی طریقت هفتاد پرده به آن می رسد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان 1385ساعت 14:57  توسط صالح
|
دیشب اینجا و در بسیاری دیگر از کشورهای اروپایی و آمریکایی جشنی خیابانی برگزار شد.ریشه های تاریخی متعددی از بی ریشه گی و خرافات گرفته تا رسومات برخی اقوام مستقر در شمال فرانسه و ایرلند براین جشن مترتب است.نام این آئین هالووین است.۳۱اکتبر برای بخشی از مردم اروپا و آمریکا شبی است که هر ساله آن را جشن می گیرند.ارواح مرده ها از آسمان ها به زمین می آیند و در میان مردم رفت و آمد می کنند.همه چیز رنگ و بوی ترس به خود می گیرد.نشانه های ترس در این شب فراوان است.از نشانه های مادی همچون لباس ها و نقاب های ترسناک و نشانه های غیر مادی چون رفتار عجیب و غریب مردمان بر این جشن تاثیر می گذارند.کدو تنبل نماد این شب است که آن را به شکل خاصی در می آورند و درونش را با شمع روشن می کنند و محصول نهایی چیزی شبیه شیطان است.هرچند که ریشه های هالوین ظاهرا نمایی مذهبی دارد اما امروزه صورتی سکولار به خود گرفته است و جز یک شادی زودگذر بدون معرفت چیز دیگری نیست.فردای هالوین اول نوامبر و آغاز زمستان و مرگ است.همچنین گفته شده است که هالوین از اعیاد برخی ادیان چند خدایی بوده است که در بخشی از ایالات متحده مستقر بوده اند.ترس محور این شب است.هالوین فضایی مرده است و جادوگران و خفاش ها همه چیز را به دست دارند.در اینجا بین ارواح و ترس رابطه عجیبی برقرار است.دیگر از رویاها و دنیای رنگارنگ و آغوش های گرم خبری نیست.البته نمی دانم این فرضیات صحیح است یا خیر...شاید از معدود مولفه های ضد فردگرایی و کارناوالیستی در فرهنگ اروپا و آمریکایی نمودهایی از همین اعیاد باشد زیرا که اجرای آن با یک سری شعائر جمعی گره خورده است.شخصا درک اینچنین موقعیت های فرهنگی برایم سخت است و البته غیر قابل پذیرش اما...شاید این هم شبی باشد همچون شب عشاق که سبب شود ساعاتی اضطراب و نگرانی از چهره بهت زده مردم پرده گشایی کند.نمی توان به دنبال مسئله دیگری بود.این فقط یک روایت ساده از زندگی بی دغدغه است...
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آبان 1385ساعت 13:4  توسط صالح
|
و اوجب لنا عذرک علی ما قصرنا فيه من حقک و ابلغ باعمارنا ما بين ايدينا من شهر رمضان المقبل ! فاذا بلغتناه فاعنا علی تناول ما انت اهله من العباده و ادنا الی القيام بما يستحقه من الطاعه و اجر لنا من صالح العمل ما يکون درکا لحقک فی الشهرين من شهور الدهر
و در براير آنچه که در اين ماه از ادای حق تو کوتاهی کرديم عذرپذيری خود را برای ما لازم گردان و عمرهای مارا که در پيش است تا ماه رمضان آينده برسان ! پس وقتی ما را به آن ماه رمضان رساندی بر انجام عبادتی که شايسته ی توست ياريمان کن و مارا برای بجا آوردن عبادتی که سزاوار آن ماه است وادار ساز ! و از اعمال شايسته و کردار نيکی که جبران کننده ی حق تو در اين دوماه (رمضان فعلی و رمضان آينده) باشد را در طول ماههای سال برای ما پيش آور
صحيفه ی سجاديه - دعای وداع با ماه رمضان
+ نوشته شده در دوشنبه یکم آبان 1385ساعت 11:24  توسط صالح
|