این بار هم لبنان در کنار فلسطین مورد حمله قرار گرفت و بار دیگر پس از گذشت ۶سال از عقب نشینی اسرائیل از جنوب لبنان،دوباره آتش جنگ اسرائیل تا بیروت را در پوشش خود قرار داد.بدون هیچ تردیدی تنها نیرویی که می تواند در مقابل این تجاوزات ایستادگی کند،مقاومت اسلامی حزب الله است و این ادعا نیازی به اثبات ندارد زیرا که هم دولت و هم ملت لبنان به این واقعیت واقفند و بار ها با مقاومت اسلامی اعلام همبستگی کرده اند.مقاومت حزب الله همواره برای مردم لبنان یک نقطه امید و امنیت به حساب می آید و بسیاری از نظر سنجی ها نشان داده است که آقای سید حسن نصر الله از چهره های محبوب و کاریزماتیک لبنان به شمار می آید.بسیاری از لبنانی های مسیحی وی را دوست دارند و تشکیلات مقاومت را مجموعه ای از فدا کاری های رزمندگانی می دانند که برای یک لبنان آزاد تلاش می کنند.اسرائیل دهها بار اقدام به ترور وی کرده و در هیچ موردی هم موفق نشده است.به هر صورت لبنان باری دیگر مورد تجاوز قرار گرفت و بسیاری از انسانهای بی گناه در این در گیری جان خود را از دست دادند.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 10:39  توسط صالح
|
هر روز تقریبا بخشی از اوقاتم را به وب گردی می پردازم .بالطبع در این گردش مجازی به طور خواسته یا نا خواسته با مطالب گوناگون روبرو می شوم.همچنین به طور مشخص مطالب چندین سایت معتبر خبری را پیگیری می کنم.مطلبی که در چند روز اخیر از سر خط مهمترین عناوین خبری حذف نشد مسئله فلسطین و جنایات اسرائیل در غزه بود که البته همچنان ادامه دارد. موضوع به همان اسیر اسرائیلی باز می گردد و اسرائيل از زمان اسارت سرباز خود در 25 ژانويه، به بهانه آزادنكردن اين سرباز غزه را آماج حملات خود قرار داده است.دولت حماس سعی دارد وی را با سایر اسرای فلسطینی در بند اسرائیل مبادله کند.اما ظاهرا مقامات اسرائیلی زبان نفهم تر از آن هستند که به این خواسته منطقی توجه کنند.مسئله تا جائی پیش رفت که حتی برخی مقامات دولت حماس را هم باز داشت کردند.اقدامی که با هیچ منطق بین المللی و هیچ کنوانسیون جهانی قابل توجیه نیست.خلاصه اینکه وضعیت نا مناسبی بر اراضی اشغالی حکمفرماست.اتحادیه اروپا صریحا به نقض حقوق بشر هشدار داده و کوفی عنان هم نگران فاجعه انسانی است.حقیقتا پذیرش این جنایات و سکوت پیشه کردن دردی عظیم تر از خود جنایت به شمار می آید.به هر روی هیچ وجدان شریفی نمی تواند به راحتی از کنار این جنایات وحشیانه گذر کند.
+ نوشته شده در سه شنبه بیستم تیر 1385ساعت 20:18  توسط صالح
|
این روزها چشم های چند صد میلیون نفر از مردم دنیا با فرهنگ ها،نژادها ومذاهب گوناگون پیگیر ماراتنی تاریخی به نام فوتبال است.هر چند که تیم ملی ما در همان مرحله اول از دور مسابقات حذف شد اما این موضوع مسئله ای نیست که ما را از پیگیری سایر بازی ها بر حذر بدارد.شاید توجه به جنبه ورزشی فوتبال و ابعاد هیجانی آن بخشی ازدلایل این مدعا باشد اما جنبه های برجسته فرهنگی و اخلاقی رویارویی تیم ها لذت بخش تر به نظر می رسد.این همان استراتژی فیفا برای برقراری صلح بین ملت ها است.غرض از این مقدمه کوتاه روایت یک گزارش خبری بود.یکی از شبکه های ورزشی فرانسه چند روز پیش گزارشی از کمپ تیم ملی برزیل پخش می کرد.این گزارش به مصاحبه ای شخصی با برخی بازیکنان برزیلی مربوط بود.گزارشگر این شبکه با چند تن از بازیکنان مطرح برزیل نظیر زی روبرتو،کافو،رونالدو و...صحبت می کرد و هر کدام از این چهره ها از چگونگی فعالیت های ورزشی خود می گفتند.توجه من در حین این برنامه متوجه زی روبرتو بود.من این بازیکن را نمی شناسم و فقط می دانم در برزیل بازی می کند.نکته ای که وی در صحبت هایش به آن اشاره می کرد نیایش وی با خداوند بود.آرامش این بازیکن در کلامش گزارشگر برنامه را به تعجب وا داشت.وی با لبخندی آرام میگفت"....قبل از هر بازی شخصی پیش ماست(در کنار تیم)که او برای ما دعا می کند تا ما پیروز میدان باشیم.او فرد بزرگی است و ما همه او را دوست داریم و او پدر ماست.(ظاهرا یک کشیش بوده که همیشه در اردوی برزیل حضور دارد و به اعضای تیم روحیه می دهد)من نمی توانم مانند پدر به خداوند نزدیک باشم ومانند او به عبادت بپردازم اما از اویاد گرفته ام که همواره خدا را به یاد داشته باشم.همیشه قبل از بازی ها از خدا می خواهم که ما را در زمین مسابقه محافظت کند و ما پیروز میدان باشیم"واقعا این مطالب برایم جالب بود و اینکه چه خوب است بازیکنان تیم ما هم از این مرام های اخلاقی داشته باشند و یا حداقل از ایمان این بازیکن برزیلی به خدا الگو بگیرند.این هم یکی از جنبه های زیبایی بود که می توان نمونه های دیگر آن را در سایر حوزه ها دنبال کرد.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم تیر 1385ساعت 17:43  توسط صالح
|
به هر حال جنگ اعصاب با آخرین بازی تیم ملی پایان یافت و همه چیز با فضاحت تمام به پایان رسید و جالب اینکه هنوز این داستان ادامه دارد...دیروز تقریبا پس از بازی با آنگولا مطلبی درسرخط خبری سایت های رسمی منتشر شد.این خبر حاکی از برکناری دادکان(ریاست عشقی فدراسیون فوتبال)بود.گمان می کنم فقط علی دایی و چند نفر دیگر از موضوع متاثر شده باشند.دادکان کسی بود که پس از صعود تیم ملی به جام جهانی از شدت جو گرفتگی و برخی مشکلات دیگرنظیر چاپلوسی و ...به خبر نگاران گفت:"ما با این بازی ها ثابت کردیم که هم می شود دین داری کرد و هم تیم داری!"
امروز هم ما هر دوی اینها را در این سه بازی مشاهده کردیم...

+ نوشته شده در پنجشنبه یکم تیر 1385ساعت 11:39  توسط صالح
|