درسته که از پرتغال باختیم اما هیچی جای " جا پایی" که کعبی روی صورت فیگو گذاشت رو نمی گیره : این جا پا حکم یکی از اون جا پا هایی رو داشت که هنرپیشه های محبوب هالیوودی برای یادگاری توی پیاده رو های برادوی می ذارن…
این چند جمله را یکی از دوستانم بلافاصله بعد از بازی ایران و پرتغال برایم نوشت که من هم بدون دخل و تصرف در اینجا می آورم.این بازی را هم باختیم و چیزی برای گفتن ندارم.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد 1385ساعت 9:49  توسط صالح
|
هوشنگ نصیر زاده ، کارشناس داوری فوتبال کشورمان که در شبکه سه سیما به عنوان کارشناس داوری حضور داشت با اشاره به سر خوردن آرش برهانی و ابراهیم میرزاپور اظهار داشت : به نظر من کفش های بازیکنان ما با قانون همراه نبود و شرکت سازنده محصول مناسبی را به ما نداده بود .وی همچنین اضافه کرد: این زمین 3 روز است آفتاب می خورد و استوک های نا مناسب تیم ملی کشورمان باید عوض می شد تا در بازی تسلط بیشتری برای بازیکنان وجود داشته باشد. وی افزود: این وظیفه مدیر فنی تیم است که چنین تغییری را بوجود بیاورد و من تعجب می کنم چرا بازیکنان در تمرین یک ساعته در این ورزشگاه متوجه این موضوع نشده و به مسئولین تیم اطلاع ندادند.(به نقل از بازتاب)
(آخه!نازی!تیم ایران چقدر تیم مامانیه خوبیه!یه بار هم که اینقدر خوب بازی می کنه،یا کفششون خرابه یا هوا آفتاب بوده یا اینکه مدیر فنی گیج میزده!)
حقیقت ماجرا چیز دیگریست.حقیقت ماجرا همان مشکل تاریخی (پدر سالاری) در میان ایرانیان است.(دایی ،برانکو،دادکان)فوتبال یک پدیده مدرن است و همچنین محصول جامعه جدیدی که در آن زندگی می کنیم.امروز فوتبال نماد عقلانیت است،یعنی نماد چیزی است که نه اینکه ما نداریم،بلکه برایش محلی از اعراب قائل نیستیم.متاسفانه فوتبال ایرانی همواره اینگونه بوده است.به هر حال باختیم!
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385ساعت 23:33  توسط صالح
|
روز چهارشنبه ۷ژوئن۲۰۰۶ به دعوت انجمن ایرانیان مقیم فرانسه و با شعار چو ایران نباشد تن من مباد تجمعی صلح آمیز در مقابل اتحادیه اروپا برگزار شد.هدف از برگزاری این اجتماع اعلام وحدت و یکپارچگی ایرانیان و دفاع از حقوق مسلم آنها در زمینه های مختلف بود.این تجمع آرام با شرکت ایرانیان مقیم فرانسه و بلژیک و جمعی از مسلمانان اروپا(مرکز زهرا)برگزار شد.سخنرانان متعددی در پشت تریبون این مراسم قرار گرفتند و ضمن ترسیم برخی جنبه های تمدنی ایران،بر شعور ملت در تعیین سرنوشت خود تاکید کردند و در پایان مراسم در قطعنامه ای ۱۰بندی هر گونه تهدید،جنگ،خشونت،توطئه و حضور نیروهای بیگانه در خاک کشور توسط حاضرین محکوم شد.همچنین شرکت کنندگان خواستار اصلاح ساختار سازمان ملل به روش های دموکراتیک شدند.از جنبه های جالب این برنامه برای من حضور دکتر مجتهد زاده بود که همین امر سبب شد تا از این مجال استفاده کنم و کمی با ایشان صحبت کنم .انصافا سخنرانی جالب و پخته ای ایراد کردند.کمتر کسی پیدا می شود که بتواند با این شجاعت در مقابل مقر اصلی اتحادیه اروپا برخی مسائل در حوزه سیاست و روابط بین الملل را مطرح کند.دراین اجتماع پلاکاردهای مختلفی دیده می شد که بر روی آنها شعار هایی در مورد حقوق ملت ایران نوشته شده بود.(ایران عراق نیست...انرژی هسته ای برای صلح...ملت ایران صلح طلب است و...)در بخشی از برنامه هم گروه خلیج فارس،قطعه ای از یک موسیقی سنتی ایرانی را نواختند.در مجموع اجتماع سازنده و ثمر بخشی بود و مورد توجه برخی از رسانه های گروهی هم قرار گرفت.چندی پیش برنامه ای اینچنین از سوی این انجمن در پاریس(میدان تروکادرو) برگزار شده بود که حقیقتا با استقبال گسترده ایرانیان همراه شد.نکته ای که به نظرم در برگزاری این تجمعات آرام و صلح آمیز در اروپا وجود دارد این است که نتیجه عینی آن بسیار ملموس تر و اثر بخش تر از چانه زنی های سیاسی در کانون های رسمی دیپلماتیک است.روابط شکل گرفته در این اجتماعات بیشتر نمایان گر جنبه های فرهنگی است تا عناصر پیوند دهنده سیاسی.

+ نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 9:27  توسط صالح
|
منبع:BBC
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 14:17  توسط صالح
|
*نامه فرمانده سپاه پاسداران سپاه خوزستان در تاريخ 3/8/59
«وانزلنا الحديد فيه باس شديد». مسئولان، مسلمين، به داد ما برسيد، اين چه سازمان رسمي شناختهشدهاي است که اسلحه انفرادي ندارد؟ نيروهاي شهادتطلب پاسدار را آموزش نداديد، مسامحه کرديد، چوبش را از خداي عزوجل خورديد و خواهيد خورد. چه بايد بگوييم که شايد شما را به تحرک وابدارم؟ اين را بگويم که از 150 پاسدار خرمشهر تنها 30 نفر باقي مانده، بگويم که ما ميتوانيم با 30 خمپاره خونين شهر را براي 30 ماه نگه داريم و امروز 30 تفنگ نداريم. و حال آن که سازمانهاي غير رسمي با امکانات فراوان بر ما ميرانند که بايد برانند.
واقعيت اين است که ارتش امروز ما نميتواند بدون وجود سپاه پاسداران و برعکس، کوچکترين تحرکي داشته باشد. من را وقت آن نيست که بگويم تا به حال چه کارهاي متهورانهاي انجام دادهايم. خدا ميداند که ما تانکهاي دشمن را لمس کرديم. فغانهاي زنانه آنها را در شبيخونهاي خود شنيدهايم. سايه ما به حول خدا و مکتب اسلام همواره مورد حملات سلاحهاي سنگين دشمن بوده و هست و دشمن هرگز نتوانسته است اسير ما را تحمل کند. اسراي پاسدار يا از پشت تيرباران شده يا زير تانکها له و لورده گرديدهاند.

پناهندگان عراقي همواره ترس نيروهاي دشمن را از پاسداران انقلاب به عنوان يک معجزه الهي مطرح ميکنند. سلاح را به دست صالحين بدهيد. تا به حال، دشمن حسرت گرفتن يک اسلحه کمري را از پاسداران به دل داشته و خواهد داشت.
ما شهداي زنده فراوان داريم. ما اصحاب حسين به تعداد زيادي داريم. ما برپا دارندگان کربلاي 30 روزه خونين شهريم. ما بهشت را زير سايه شمشيرها مي بينيم. شهداي 25 روزه ما هنوز دفن نشدهاند، به داد ما برسيد. ما نياز به اسلحه و امکانات داريم. ما در راه خدا جان داريم که بدهيم، امکانات دادن جان را نداريم. به خود بياييد. فريادهاي پاسداران از فقدان امکانات، بر ما زمين و زمان را تنگ کرده است.
خستگي زياد مانع از ادامه نوشتن من ميشود. ولي باز هم بايد بدانيد که ما شهيدان زندهاي هستيم که به نبرد خويش عليه مردگان زنده ادامه خواهيم داد. اگر وساطت کنيد و ما را به حديد خداوند مسلح سازيد، «فضرب الرقاب» خويش را تا سقوط دولت بعث عراق و ديگر زورمندان و قلدران ادامه خواهيم داد و گرنه تا آن زمان مبارزه خواهيم کرد که شهيد شويم و تکليف شرعي خويش را به جاي آوريم.
به نظر من ارزش این نامه بسیار زیاد است، زیرا که هیچ متنی به این شیوایی و زیبایی واقعیت را بیان نمی کند حتی دوئل!
*به نقل از سایت بازتاب
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم خرداد 1385ساعت 11:35  توسط صالح
|
چند شب پیش گزارشی دیدم از یکی از شبکه های تلویزیونی بلژیک که در مورد برخی از پناهندگان خارجی در این کشور بود که البته وضعیت مناسبی هم نداشتند و در شرایط سخت بلا تکلیفی به سر می بردند.ظاهرا همین وضعیت در فرانسه هم وجود دارد.نیکولا سارکوزی وزیر کشور فرانسه در هفته های گذشته علیه این پناه جویان سخنرانی شدید الحنی ایراد کرد و مسئولیت هر کونه اتفاق را به عهده پناه جویان دانست.این پناه جویان اکثرا از کشورهای آفریقایی هستند که در میان آنها گروهی از ایرانیان هم دیده می شوند.این مهاجران به طرق مختلف از کشورهایشان خارج شدند و حالا در وضعیتی معلق به سر می برند،زیرا کشورهای اروپایی حاضر به پذیرش این دسته از مهاجران غیر قانونی نیستند.بسیاری از این مهاجران برای اخذ اقامت قانونی و توجه دولت ها دست به اعتصاب غذا زده اند و بعضا پس از چندین هفته راهی بیمارستان شدند.به گفته ی سخنگوی UNDEP يا کميته پشتيبانی از حقوق بلاتکليفها (union pour la défense des sans-papiers) مردی که از بلاتکليفی جانش به لب رسيده پس از آنکه به متحصنين در کليسا پيوست تصميم به خودکشی گرفته بود. او کنترل اعصاب خود را از دست داده و برای نشان دادن به ديگران که زندگی در حال بلاتکليفی چقدر درد آور است و چه فشار روحی سنگينی دارد دهان خود را دوخت.پلیس بلژیک هفته های پیش برای شکستن اعتصاب و کمک به پناه جویان به محل اقامت آنها یورش برد تا به این وضعیت خاتمه دهد.این مهاجران از ۴۷ ملیت گرد هم آمده اند.يشترين اين پناهجويان الجزايری هستند و روی تابلوی بزرگی نوشته اند: "يا اجازه ی اقامت به ما بدهيد يا جواز مرگ ما را صادر کنيد"بخشی دیگر از گزارش مربوط به پناهندگان ایرانی و همچنین مصاحبه با برخی از آنها بود.در یکی از پلاکاردها نوشته شده بود"نه ایران نه بلژیک پس کجا؟"به هر حال با شرایط اجتماعی نا به سامان در اروپا مسلم است که این پناه جویان همچنان بلا تکلیف خواهند ماند.این گروه ها که با عنوان sans papier شناخته میشوند هر از گاهی در پی برپایی تظاهراتی هستند و یا اعتراض نامه هایی نسبت به این شرایط اسف بار منتشر می کنند.هم اکنون پناهجويان و مهاجران بی سرپناه در ۲۵ کليسا در سراسر بلژيک پناه گرفته اند. کارشناسان اجتماعی آمار مهاجران بلاتکليف در اين کشور را کم و بيش ۱۰۰ هزار نفر تخمين می زنند. گفتنی است که تاکنون بيش از ۵۰ هزار نفر مهاجر بلاتکليف در کليساهای گوناگون برای اعتراض به شرايط موجود نام نويسی کرده اند.نماينده ی پاپ (papal nuncio) در بلژيک با ابراز خشنودی از تصميم کاردينالهای کليسای کاتوليک برای پناه داده به مهاجران بی سرپناه گفت:کليسا هميشه به ياری ضعيفترها می شتابد و اکنون حل مساله ی مهاجران در بلژيک نيازمند يک عزم سياسی است.اعتصاب و تحصن مهاجران برای دريافت اجازه ی اقامت که ماه هاست در بيشترين شهرهای اين کشور جريان دارد با نگاه سرد وزير کشور روبرو شده است. ظاهرا در دولت بلژيک وزير کشور آقای پاتريک دووال مسئول پاسخگويی به اين گروه است ولی عليرغم پشتيبانی احزاب سياسی از مهاجران بلاتکليف، او با سرسختی تاکيد می کند که به هيچ وجه با بخشش همگانی پناهجويان موافق نيست.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم خرداد 1385ساعت 19:6  توسط صالح
|